امروز به «چكيدن يك قطره» و به «تولد يك چكّه» دقت كردم.
ذرات آب کم کم از بدنه باریک شاخه درخت حرکت میکردند. توی جای مناسبی به هم میرسیدند. درست در یک قسمت نوک تیز قابل اتکا. ذره ذره بیشتر وبیشتر میشدند. و بعد ذرات متراکم، تشکیل یک حجم برجسته از آب رو میدادند، این حجم بزرگ و بزرگتر میشد!شکل میگرفت، شکم ميداد، اويزون ميشد و بعد قطره ميشد و ميچكيد. همه چيز دقيقا پشت سر هم. بدون هيچ كندي يا عجله ايي و دقيقا بدون هيچ عجله ايي!!!
هر فعاليتي كه براي تسريع اين روند انجام ميگرفت باعث نارس غلتیدنِ يك قطره ميشد و هيچ تولدي رخ نميداد!!!
به نظرم كل اين چرخه، بيانگر شِما (Schema) یا مدلی از رفتارهای «روح زندگی» هستش. همه کارها باید با سرعت، نظم و شيوه خاص خودشون انجام بشن! «روح زندگی» و «روحی که در عالم در جریان هستش» تضمین میکنه که کار به سرانجام خودش خواهد رسید اگر، همه چیز سرجای خودش باشه!.
برای ایجاد یک قطره ! به این همه دقت و صد البته این همه صبر نیاز هست. حالا فکرش رو بکن برای ایجاد یک اقیانوس .......
برای اقیانوس شدن! چه ها که باید کشید!!!