آنچه در این جهان آشفته به جان می جوییم آنچه مایه ی تسلی و آسایش خاطرماست دارویی که درد زندگی را دوا می کند مهری که اگر نتابد عالم هستی فنا خواهد شد مهر و محبت مادر است که خود را برای سوختن و جان باختن می داند و اجری به جز فداشدن نمی خواهد.
مادر است که به پرتگاه نیستی می رود تا عزیزی را از عدم به وجود بیاورد.اوست که سینه ی خویش را پیش هزاران بلا سپر می کند تا موجودی را از عجز و ناتوانی به تاب و توان برساند.مادر من یک الهه ی ناز است که به نظر من تمامی فرشتگان او را می پرستند رضایت مادر رضایت خداست پس باید خدارا راضی نگه داشت
قلب مادرمن زیباترین و جاودانه ترین جایگاه من است حتی زمانی ُ روزی که موی من سفید شود به نظر من در تمامی عالم تنها یک چنین قلب جایگاه من است.
مقام و قدر مادر را همین بس که فرماید درین معنی پیمبر
فزون گردد زمادر قدر فرزند بود جنت به زیر پای مادر