تبليغاتX
بچه مسجدسليمان
بچه مسجدسليمان
از هر در سخنی

آدولف هیتلر...................دیكتاتور آلمان........................نقاش پوستر

آلبرت انشتنن........فیزیكدان...............منشی اداره ثبت

امیركبیر............صدراعظم ناصرالدین شاه.............آشپز

جرالدفورد .............رئیس جمهور آمریكا.........مانكن لباس مردانه

جوزپه گاریبالدی..............انقلابی ایتالیایی........................ملوان

جیمی كارتر..................رئیس جمهور آمریكا.....................بادام كار

رونالد ریگان..................رئیس جمهور آمریكا.....................هنرپیشه سینما

شون كانری........... هنرپیشه سینما.............بنا و راننده كامیون

كلارك گیبل..............هنرپیشه سینما........................چوب بر

ویلیام فالكنر..............نویسنده.......................نقاش ساختمان

گاندی........................رهبر فقید هند..........................وكیل دادگستری

جرج واشنگتن.........اولین رئیس جمهور آمریكا...........كشاورز

نادرشاه افشار............موسس سلسله افشاریه...........پوستین دوز

یعقوب لیث...................سرسلسله صفاریان..................رویگر

امیر اسماعیل سامانی....سرسلسله امرای سامانی.........ساربان

آلپتكین..................سرسلسله غزنویان...............غلام زر خرید

فرخی سیستانی.......شاعر مشهور ایران...............كارگر كشاورز

حضرت محمد(ص)..........پیامبر بزرگ اسلام.....................شبانی/ تجارت

حضرت عیسی (ع).........پیامبر بزرگ مسیحیت.................نجار

حضرت موسی (ع).......پیامبر بزرگوار یهود................چوپان

پاندیت نهرو...............نخست وزیر هند.............وكیل دادگستری

موسولینی.......دیكتاتور ایتالیا...........................روزنامه نویس

ساموئل مورس.....مخترع آمریكایی........................نقاش

جك لندن................نویسنده آمریكایی..............كارگر كشتی

آلبر كامو.........نویسنده فرانسوی.....................معلم

ریچارد نیكسون......رئیس جمهور آمریكا..........وكیل دادگستری

آبراهام لینكلن......رئیس جمهور آمریكا.....................هیزم شكن

گی دو موپاسان.......نویسنده آلمانی.................كارمند دریا داری

چارلز دیكنز.........نویسنده انگلیسی.............منشی

آناتول فرانس........نویسنده فرانسوی......................كتابفروش

مولیر................نویسنده بزرگ فرانسوی...............هنرپیشه

هربرت جرج ولز ...........نویسنده بزرگ انگلیسی.........شاگرد بزاز

ارنست همینگوی.......نویسنده بزرگ آمریكایی..............خبرنگار

ویلیام شكسپیر........نویسنده بزرگ انگلیسی.......هنرپیشه سیار

فیدل كاسترو........رئیس جمهور كوبا.............دانشجوی حقوق

كاردینال ریشیلو.......صدر اعظم معروف فرانسه.............كشیش

ناپلئون بناپارت.......امپراطور فرانسه.......افسر توپخانه

كریم خان زند...موسس سلسله زندیه..........تیر انداز سپاه نادر شاه

میرزا تقی خان امیركبیر....صدر اعظم ناصرالدین شاه............منشی

ژاندارك........شخصیت نیمه مذهبی و قهرمان فرانسوی........چوپان

هانری فورد.....كارخانه دار آمریكایی............ساعت ساز

توماس ادیسون......مخترع بزرگ آمریكایی..........تلگرافچی

آلفرد نوبل....... بنیانگذار جایزه نوبل........ كارگر كارخانه

والت دیزنی....مخترع سینمای انیمشن.........پادوی مغازه

میكلانژ..........نقاش مجسمه ساز ایتالیایی........سنگ تراش


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 :: 9:42 :: توسط : بچه مسجدسليمان

مردمی خدا را به امید بخشش پرستیدند. این پرستش بازرگانان است.
و گروهی او را از روی ترس عبادت کردند. این عبادت بردگان است.
و گروهی وی را برای سپاس پرستیدند. و این پرستش آزادگان است .

                                                                                           علی ابن ابیطالب


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388 :: 10:29 :: توسط : بچه مسجدسليمان


ماهی همیشه تشنه ام 
در زلال لطف بیکران تو 

می برد مرا به هر کجا که میل اوست 
موج دیدگان مهربان تو 

زیر بال مرغکان خنده ا ت
زیر آفتاب داغ بوسه ات 

ای زلالِ خوب و پاک 
جرعه جرعه جرعه می کشم ترا به کام خویش
تا که پر شود تمام جانِ من ز جانِ تو
 
ای همیشه خوب 
ای همیشه آشنا 

هر طرف که می کنم نگاه 
تا همه کرانه های دور 
عطر و خنده و ترانه می کند شنا 
در میانِ موج ِبازوان تو

ماهی همیشه تشنه ام 
ای زلالِ تابناک 

یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی
ماهی تو جان سپرده روی خاک 

شعر از : زنده یاد فریدون مشیری


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 :: 8:34 :: توسط : بچه مسجدسليمان


منبع: www.p30download.com


آیا وزن شما با قدتان متناسب است؟ آیا ممکن است با وجود اینکه ظاهرا وزن متناسبی نسبت به
قدتان دارید باز هم در خطر بیماریهای مرتبط با چاقی همچون دیابت و بیماریهای قلبی عروقی قرار داشته باشید؟ تعداد مناسب ضربان قلب شما به هنگام انجام ورزشهای هوازی چیست؟ میزان کالری روزانه مورد نیاز بدن شما چه مقدار است؟
نرم افزار سلامت قادر است در تمامی موارد فوق شما را کمک کرده و این مالتی مدیا پزشکی با حجم کم و بدون نیاز به نصب ابزاری مفید برای کلیه افراد می باشد این نرم افزار با استفاده از معتبر ترین منابع پزشکی و اطلاعات موجود در سایت مایو کلینیک و پس از مشورت با تنی چند از پزشکان تهیه شده است. این نرم افزار که از چهار قسمت کلی شامل محاسبه درصد چربی تشکیل دهنده بدن، کالری مورد نیاز روزانه، محاسبه تعداد ضربان قلب هدف به هنگام ورزش و اندازه گیری شاخص توده بدنی تشکیل یافته است ابزار مناسبی را جهت افزایش اطلاعات شما درباره تندرستی خود فراهم می آورد. استفاده از این نرم افزار به اشخاصی که دچار بیماریهای مزمن همچون دیابت، افزایش فشار خون یا بیماریهای قلبی عروقی هستند توصیه نمی گردد.


 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 :: 9:35 :: توسط : بچه مسجدسليمان

در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي‌دانند، و گاهي اوقات پدران هم.
در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده‌اي ندارد، حتي اگر با مهارت انجام شود.
در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته، محروم مي‌كند.
در 30 سالگي پي بردم كه قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.
در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد؛ بلكه چيزي است كه خود مي‌سازد.
در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي‌دهيم دوست داشته باشيم.
در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي‌افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي‌دهند.
در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بدترين دشمن وي است.
در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب.
در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي‌توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد.
در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد.
در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارت‌هاي خوب نيست؛ بلكه خوب بازي كردن با كارت‌هاي بد است.
در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي‌كند نارس است، به رشد وكمال خود ادامه مي‌دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است، دچار آفت مي‌شود.
در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است.
در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 :: 11:10 :: توسط : بچه مسجدسليمان

لیخت برگ:

خطرناکترین دروغ ها حقیقت هایی هستند که کمی تحریف شده اند.

آبرهام لینکلن:

اگر می خواهی شخصیت کسی را بشناسی به او قدرت بده.

آبرهام لینکلن:

مثل اینکه خداوند انسانهای نادان را خیلی دوست دارد چون عده ی بیشماری از آنان را آفریده است.

امیل:

پیشرفت یعنی هزار بار پیشروی، ۹۹۹ بار عقب نشینی. در روزگاری خطرناک زندگی می کنیم انسان پیش از آنکه بر خود مسلط شود فرمانروای طبیعت شده است.

آلبرت شوایتزر:

هر گاه پشت به روشنایی بایستی سایه ی خود را خواهی دید.

جبران خلیل:

هر گاه دو نفر با هم مشغول جر و بحث هستند مطمئن باشید آنکه عاقل تر است مقصرتر است.

 

امام علی (ع):

اندیشه مرد آیینه ای است که خوب و بد اعمال او را می نمایاند.

والتر لیپمن:

هنگامی که همه یکسان فکر میکنند دیگر کسی بیشتر نمی اندیشد.

پتیاگور:

دو کلمه کوچک (آری) و (نه) که تلفظشان آسان مینماید کلماتی هستند که برای ادای آنها اندیشه و مطالعه فراوان لازم است.

شیلون:

به زبانت اجازه مده که قبل از اندیشه ات راه بیافتد.

سعدی شیرازی:

اندیشه کردن اینکه چه گویم به از پشیمانی خوردن که چرا گفتم.

ارسطو:

اعتدال و میانه روی انسان را در وصول به مرحله کمال نزدیک می کند.

فردریک شیلر:

آنکه بیش از اندازه محتاط است بسیار کم کار انجام میدهد.

بنیامین فرانکلین:

انسان می تواند دو دقیقه بدون هوا، دو هفته بدون نوشیدن آب، سه هفته بدون غذا و یک عمر بدون پول زندگی کند ولی نمی تواند یک لحظه بدون اندیشه زندگی نماید.

کنفسیوس:

مرد بزرگ از سه چیز پرهیز می کند؛ شهوت در جوانی، ستیزه جویی در ابتدای کهولت و جاه طلبی در پیری.

 

(نه طوطی باش که گفته دیگران را تکرار کنی و نه بلبل که گفته خود را هدر دهی)


ارسال شده در تاریخ : شنبه بیست و سوم آبان 1388 :: 21:34 :: توسط : بچه مسجدسليمان


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 :: 12:46 :: توسط : بچه مسجدسليمان

استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از

شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند ٥٠ گرم، ١٠٠ گرم،

١٥٠ گرم.


استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقاً وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این

 لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.


شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمی‌افتد.


استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى می‌افتد؟


یکى از شاگردان گفت: دست‌تان کم‌کم درد می‌گیرد.


حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟

 
شاگرد دیگرى جسارتاً گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند و فلج

می‌شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.


استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟


شاگردان جواب دادند: نه


پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات می‌شود؟ من چه باید بکنم؟


شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.


استاد گفت: دقیقاً. مشکلات زندگى هم مثل همین است.


اگر آنها را چند دقیقه در ذهن‌تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی‌ترى به آنها فکر کنید، به درد

خواهند آمد.


اگر بیشتر از آن نگه‌شان دارید، فلج‌تان می‌کنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود.


فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما مهم‌تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را

زمین بگذارید.


به این ترتیب تحت فشار قرار نمی‌گیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار می‌شوید و قادر خواهید بود از

عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش می‌آید، برآیید!


دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذار. زندگى همین

است!


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه بیستم آبان 1388 :: 22:12 :: توسط : بچه مسجدسليمان

دلم گرفته از..... استادان بي مسئوليت

دلم گرفته از..... دانشجويان بي انگيزه

دلم گرفته از.....كارمندان بي كفايت

دلم گرفته از.....گناه هاي روزمره

دلم گرفته از.....حجاب هاي بي حجاب!!!

دلم گرفته از.....دختران بي حياش

دلم گرفته از.....پسران بي غيرت

دلم گرفته از.....ناموس داران بي ناموس!!!

دلم گرفته از.....نقاب هاي به چهره

دلم گرفته از.....فقر و كاخ نشينان مرفه بي دردپ

دلم گرفته از.....آنها كه ميگمارند حق الناس فقط خلاصه در پول است

دلم گرفته از.....آنها كه ديگران را پله ي خود ميكنند براي ترقي اما در اصل آنها را زير پاي خود له ميكنند

دلم گرفته از.....اين همه افراط و تفريط مگر نه اين كه دين ما دين تعادل است

دلم گرفته از.....راست هاي دروغ و از دروغ هاي راست!!!

دلم گرفته از.....اين همه ريا .چرا يادمون رفته پيامبرمون گفته" عملي كه در آن به اندازه ذره اي ريا باشد نزد خداوند پذيرفته نيست"

دلم گرفته از.....نشان هاي بي نشان!!!

دلم گرفته از.....انفاق هاي با منت . چرا يادمون رفته كه خداوند در قرآن ميفرمايد" اعمال و هديه هاي خود را با منت نهادن از بين نبريد"

دلم گرفته از.....دروغ و غيبت وتهمت

دلم گرفته از.....موفقيت هاي با تقلب

دلم گرفته از.....غروب هاي انتظار و از جمعه هاي بي مولا

دلم گرفته از.....دور زدن به شرط پيروزي

و خسته ام از اين دنياي فريب

مولايم زندگي ديگر بي تو برايم ممكن نيست" اللهم عجل لوليك الفرج "


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 :: 8:49 :: توسط : بچه مسجدسليمان


ادامه مطلب




 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه دوازدهم مهر 1388 :: 12:37 :: توسط : بچه مسجدسليمان

هيچ کس اشکي براي ما نريخت

 هر که با ما بود از ما مي گريخت

 چند روزي هست حالم ديدنيست

حال من از اين و آن پرسيدنيست

گاه بر روي زمين زل مي زنم

گاه بر حافظ تفاءل مي زنم

حافظ ديوانه فالم را گرفت

 يک غزل آمد که حالم را گرفت:

ما زياران چشم ياري داشتيم

خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه یکم مهر 1388 :: 9:36 :: توسط : بچه مسجدسليمان

وقتی روی چرخ زندگی سوار شدی و داری با آخرین قدرت پا می زنی و میری

یه نگاه هم به پایین بکن.مبادا دلی زیر چرخ هات له بشه...

مبادا خاک چرخ هات چشمی رو کور کنه...

اون زمان که سرشار قدرت فقط به جلو نگاه میکنی...

مراقب باش پشت سرت یکی آه نكشه...

اون وقتی که ازروی هرمانعی باسرعت عبور می کنی که یک ثانیه زودتر از

دیگری برسی...

نگاه کن نکنه اون مانع خوشبختی یه دل ساده باشه...

اره نذار لابلای چرخ های زندگیت یه دنیا احساس و عاطفه پایمال بشه...

خوشبخت باش نه به قیمت بدبختی دیگران...

فرصت نفس کشیدن رو از هیچ کس نگیر...

این دنیا فقط مال تو نیست...بقیه هم مثل تو سهم دارند...

همیشه اینقدر قدرتمند نیستی...همیشه اینقدر توانا نیستی...

کاری کن وقت ناتوانیت فقط یکی پیدا بشه که دستت رو رو شونه هاش بذاری...

کاری نکن یکی از ته دل آه بکشه ، سر به آسمون کنه با اشک بگه:   

                                      خدایا تو ازش نگذر


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 :: 10:43 :: توسط : بچه مسجدسليمان

الهی ، به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده.

الهی ، راز دل نهفتن دشوار است وگفتن دشوارتر ...

الهی ، ماه همه بیچاره ایم و تنها تو چاره ای ، ماه همه هیچکاره ایم و تنها تو کاره ای

الهی ، الهی همه گویند خدا کو، حسن گوید جز خدا کو؟

الهی ، آن خواهم که هیچ نخواهم !


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 :: 20:12 :: توسط : بچه مسجدسليمان

همیشه رفتن رسیدن نیست اما برای رسیدن باید رفت در بن بست هم راه آسمان باز است پس پرواز را بیاموز
++دکتر علی شریعتی++


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه یکم شهریور 1388 :: 21:23 :: توسط : بچه مسجدسليمان

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بودروی تابلو خوانده میشد:من کور هستم لطفا کمک کنید.روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد .عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

 امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!!!!

وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه یکم شهریور 1388 :: 21:19 :: توسط : بچه مسجدسليمان

بسياري از فايلهايي كه به ديگران مي دهيد يا در اينترنت انتشار مي دهيد داراي اطلاعات شخصي و ناخواسته هستند از جمله فايلهاي مايكروسافت آفيس ، كتابهاي الكترونيك پي دي اف و عكسهايي كه گرفته ايد. يكي از مشخص ترين نمونه ها اطلاعات مخفي فايلهاي ورد فايلهاي آفيس مايكروسافت است اين فايلها حاوي اطلاعاتي از جمله نام نخستین حروف نام و نام خانوادگی نام شركت يا اداره نام كامپيوتر استفاده شده نام سرور شبكه نام نويسندگان قبلي فايل نسخه هاي فايل مدت زمان ويرايش فايل اطلاعاتي در مورد تمپليت نظرات متون و سلولهاي مخفي جدول براي ديدن اين اطلاعات ساده ترين روش استفاده از خود نرم افزار است مثلا در نرم افزار ورد يا اكسل از منوي File گزينه Properties را زده تا پنجره خصوصيات ظاهر شود. و… اما اطلاعاتي كه در اينجا به نمايش گذاشته شده همه چيز نيست براي دسترسي به اطلاعات بيشتر بايد از نرم افزارهاي جانبي مثل MetaDiscover يا MetaViewer در اينجا استفاده كنيد با اين نرم افزار قادر خواهيد بود به 37 فيلد اطلاعات 10 نويسنده فايل و محل ذخيره آن دست پيدا كنيد. همچنين با اطلاعاتي مثل GUID يا globally unique identifier مي توان فايلهاي مختلف و جدا در اينترنت را به هم ارتباط داد نوع ديگري از اطلاعات مخفي در فايلها ، EXIF عكسهاست كه به وسيله دوربين هاي ديجيتال يا بعضي از نرم افزارهاي ويرايش عكس ايجاد مي شوند مدل دوربين زمان و تاريخ عكس فاصله دوربين از شي اطلاعات مكاني GPS پيش نمايش كوچكي از عكس thumbnail نسخه ميان افزار ، شماره سريال و… دوربين به عنوان مثال اگر در سايت اشتراك عكس فليكر با كليك بر لينك More Properties به صفحه مشخصات عكسي وارد شويد اطلاعات اضافي زيادي را نشان خواهد داد از جمله در ادامه ليست بلند بالا كه در عكس بالا داده شده مشخص مي شود اين عكس با Adobe Photoshop CS3 تحت ويندوز ويرايش شده و… تقريبا همه دوربين هاي جديد اطلاعات اضافي EXIF ذخيره مي كنند ولي اين اطلاعات هيچ سري و راز نيستند مگر اينكه شما بخواهيد نوع دوربين و اطلاعاتي از اين دست را مخفي كنيد ولي شايد يك مورد در آينده گسترده تر شود و آن ذخيره مكان جغرافيايي گرفتن عكس در دوربينهاي داري سيستم GPS است قضيه به همين جا ختم نمي شود بعضي از دوربينهاي ديجيتال پيش نمايش كوچك شده عكس (thumbnail) را هم در هدر عكس براي مرور سريع تر ذخيره مي كنند ولي همه نرم افزارهاي ويرايش عكس thumbnail را به همراه خود عكس ويرايش نمي كنند نتيجه اين مي شود كه پيش نمايش عكس بدون ويرايش باقي مي ماند مثلا فرض كنيد شخصي عكسي را انتشار مي دهد و چهره فردي را براي ناشناس ماندن محو مي كند ولي در thumbnail ،عكس دست نخورده مي ماند اثر انگشت دوربين ديجيتال كه براي مرتبط كردن عكس با دوربين چيزي شبيه ارتباط گلوله شليك شده با تفنگش. حتي اگر عكس براي كم حجم تر شدن كوچك شود اثر انگشتش باقي مي ماند Fingerprint of Digital Cameras در اين مورد: Cat Schwartz در سال 2003 عكس خود را در وبلاگش منتشر كرد و قسمتي از عكسش را به دليل برهنه بودن با فتوشاپ حذف كرده بود غافل از تغيير نكردن thumbnail )) اينجا و اينجا در سال 2006 واشينگتن پست مصاحبه اي با يك هكر را انتشار داد هكر با اين شرط كه نام و محل او مشخص نشود مصاحبه كرد و با عكسي تغيير قيافه يافته منتشر شد ولي متاسفانه عكس حاوي شهر او و اطلاعات ديگري كه قبلا گفته شد بود و اين پيدا كردنش را ممكن مي ساخت اينجا دانلود نرم افزار رايگان براي ويرايش تگهاي EXIF + سايتي براي ديدن EXIF عكسها به صورت آنلاين + حذف اطلاعات شخصي از فايلها افزونه كمكي آفيس 2003 براي حذف اطلاعات اضافي ورد ، اكسل و پاورپوينت + يا در آفيس 2003 از منوي tools گزينه Options تب Security گزينه Remove personal information from this file on save را انتخاب كنيد در آفيس 2007 با استفاده از ابزار Document Inspector مي توان هم اطلاعات مخفي فايل را حذف كرد: بعد از كليك دكمه آفيس گزينه Prepare و سپس Inspect Document را كليك كنيد براي حذف اطلاعات اضافي عكس ها از نرم افزارهاي مختلف مثل jhead يا IrfanView با استفاده ز پلاگين Lossless JPG Transformations استفاده كنيد با استفاده از نرم افزار hidden data detector مي توانيد فايلهاي Word, Excel, PowerPoint OpenOffice.org StarOffice documents, JPEG, PNG, SVG, AVI ,WAV ,عكسها را از نظر وجود اطلاعات اضافي اسكن كنيد.


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 :: 16:51 :: توسط : بچه مسجدسليمان

چه بخوانید و چه نخوانید در هر دو صورت حق با شماست .

زندگی در روزگار ما به گونه ای است که افراد دیگر به آرزوهای خود

نمی اندیشند ، دیگر افراد امید در زندگی را از یاد برده اند ،

دیگر افراد به کاری که انجام می دهند و به تفکر خود ایمان ندارند

و در آخر زندگی کردن را از یاد برده اند چون اکثریت افراد زندگانی

نمی کنند بلکه زندمانی می کنند .


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 :: 10:1 :: توسط : بچه مسجدسليمان

شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن

چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور

انتجاب کرده اید.

 

اکسیژن

 

مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند

و پنجره های اتاق باز نمی شد. نیمه شب احساس

خفقان کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت.

نمی توانست آن را باز کند. با مشت به شیشه

پنجره کوبید و هجوم هوای تازه را احساس کرد

و سراسر شب را راحت خوابید. صبح روز بعد

فهمید که شیشه ی کتابخانه ای را شکسته

است و همه شب پنجره بسته بوده است.

او فقط با فکر اکسیژن، اکسیژن لازم را به بدن خود

رسانده بود.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 :: 11:20 :: توسط : بچه مسجدسليمان

اتحاد Allianceدر سیاست بین الملل : اتفاق دو دزد که چنان دست در اعماق جیب یکدیگر دارند که می توانند دزد ثالثی را با فراغ بال غارت کنند !

( امبروز بیرس )

 سرنوشت Destiny: بهانه ی ظالم برای ظلم و بهانه ی ابله برای شکست .

ازدواج Marriageاجتماعی مرکب از یک آقا ، یک خانم و دو برده که جمعاً می شوند دو نفر !

لیبرال  Libralقدرت پرست بی قدرت ( جورج اورال )

انسان  Humankind طبیعتاً مغرور است و ضرورتاً فروتن !

(پیر رودی )

فرق بین دموکراسی و دیکتاتوری : در دموکراسی اول رأی می دهی و بعد فرمان می بری و در دیکتاتوری نباید وقت را نفله کنی ! ( چارلز برکفسلی )

تبلیغ  Propaganda : رشته ای از هنر دروغگویی است که تقریباً بیشتر دوستان را می فریبد تا دشمنانرا ! (کرنفورد )

مشورت کردن Counsult: یعنی دنبال شریک جرم گشتن !

 

در دموکراسی هرچه دلت می خواهد می گویی و هرچه می گویند انجام می دهی !( جرالدیاری)


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 :: 13:16 :: توسط : بچه مسجدسليمان

سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی می گوید که شما برای این سفر لحظه شماری می کنید.

مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است.

حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.

بانکدار: کسی است که وقتی هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد.

و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.

اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بوده امروز اتفاق نیفتاده است.

روزنامه نگار: کسی است که 50 درصد از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و  بقیه 50 درصد  وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند.

ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهی می گردد که آنجا نیست.

هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد.  

فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.

روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد.

جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.

برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند.


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 :: 13:12 :: توسط : بچه مسجدسليمان

بعضی از همشهری های ما که سن شان زیاد است می گویند:

در سالهای دور که نظام ارباب و رعیتی در ایران برقرار بود

مردم می بایست به خان و ارباب بیگاری بدهند . یعنی بروند و برایش بطور مجانی کار بکنند.

روزی به ارباب می گویند  یکی از رعیت ها مریض و در خانه بستری است او را از بیگاری معاف کنید. ارباب قبول نمی کند و می گوید:

 زنش باید به جای او بیاید و بیگاری بدهد.

زن به همراه مردان دیگر برای کاهگل کشی بام خانه ی ارباب به بیگاری می رود.

او آستین و پاچه های شلوارش را بالا زده بود و گل لگد می کرد و مردان هم آن را حمل می کردند.

از آن طرف ارباب برای سرکشی می آید .

به محض دیدن ارباب،زن لباسش را درست می کند و در کناری می ایستد.

ارباب از چند دقیقه بی کار ایستادن زن ناراحت می شود و به زن می گوید:

پس همه محرمند و فقط من نامحرم هستم؟!

زن می گوید:

اینها که مرد نیستند . اگر مرد بودند راضی نمی شدند که یک زن بیگاری بدهد !

رعیت ها خونشان به جوش می آید و می زنند ارباب را می کشند.

 


ارسال شده در تاریخ : جمعه دوم مرداد 1388 :: 12:55 :: توسط : بچه مسجدسليمان

قصه عقیل و حضرت علی را خیلی شنیده اید آنجا که عقیل با آن همه کمالات  و علم انساب که دارد از شدت فقر به سراغ حضرت می رود و زیاده خواهانه بیشتر از سهم خود و شاید زودتر از موعد می خواهد و  حضر ت آهن داغ به دست عقیل نزدیک می کند.

 اما شاید اینجایش تازه گی داشته باشد که حضرت  به عقیل می گوید اگر نمی خواهی دست در کیسه بیت المال کنم می توانی  شمشیرت را برداری با هم راهی محله حیره بشویم  .در آنجا تاجران ثروتمندی زندگی می کنند می توانیم به آنها شبیخون بزنیم!!

عقیل در جواب می گوید :مگر من برای دزدی آمده ام؟

حضرت در جوابش می گوید :اگر از یک نفر بدزدی بهتر از این است که از یک امت بدزدی!!

 

با این تعبیر چرا آفتابه دزدها را در شهر می چرخانند اما دزدان گردن کلفت باید نام و نشانشان  حاشیه امنیت داشته باشند ؟


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه یکم مرداد 1388 :: 15:17 :: توسط : بچه مسجدسليمان

مي گويند روزي شيطان ، تصميم گرفت که از کار خود دست بکشد .

بنابراين اعلام کرد که مي خواهد ابزارش را به فروش بگزارد .

پس وسايل کارش را به نمايش گذاشت که شامل خودپرستي ،نفرت ،

ترس ، خشم ، حرص ، حسادت ، شهوت ، قدرت طلبي و غيره مي شد .

اما يکي از اين ابزار بسيار کهنه و کارکرده به نظر مي رسيد و

شيطان حاظر نبود که آن را به قيمت ارزان بفروشد .

کسي از او پرسيد : (( اين وسيله گران قيمت چيست ؟))

شيطان گفت : ((اين نوميدي و افسردگي است .))

پرسيدند : چرا اين همه گران است ؟

شيطان گفت : زيرا اين وسيله براي من بيش از ابزار ديگر

موثر بوده است . هر گاه ساير وسايلم بي اثر مي شوند فقط با اين

وسيله مي توانم قلب انسانها را بگشايم و کارم را انجام دهم .

اگر کسي را وادارم که احساس نااميدي ، ياًس ، دلسردي ،

مطرود بودن و تنهايي کند  مي توانم هر چه که مي خواهم

با او بکنم . من اين وسيله را روي همه انسانها امتحان کرده ام و

به همين دليل اين همه کهنه است .

از فراز ابديت ناظرا ن عرش ، فرشتگان و ملائک ،

تلاش و مبارزات تو را نظاره مي کنند پس قوي باش .

تو در تلاش و پيکارت تنها نيستي که در حضور فوجي عظيم

به مبارزه اي شريف برخاسته اي. 


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 :: 13:18 :: توسط : بچه مسجدسليمان

ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي ؟

حماقت او را دست مي‌انداختند . دو سكه به او نشان مي‌دادند

كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره . اما ملا نصرالدين

هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد . اين داستان در تمام منطقه پخش شد.

هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند

و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد.

تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه

ملا نصرالدين را آن طور دست مي‌انداختند؟ ناراحت شد.

درگوشه ميدان به سراغش رفت و گفت :

هروقت دو سكه به تو نشان دادند؟ سكه طلا را بردار.

اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند.

ملا نصرالدين پاسخ داد : ظاهراً حق با شماست ؟

اما اگر سكه طلا را بردارم؟ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند

كه من احمق تر از آن‌هايم . شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام .

دوستان عزيز ، به نظر شما نکته آموزشي اين متن چيست ؟

اگركاري كه مي كنيد ؟هوشمندانه باشد ؟

هيچ اشكالي ندارد كه شما را احمق بدانند.


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 :: 15:37 :: توسط : بچه مسجدسليمان

خدایا

بداده و نداده و گرفته ات شکر که

داده ات نعمت و نداده ات حکمت

 و گرفته ات امتحان

 

پروردگارا   

آبروی مرا به توانگری نگهدار و

شخصیت مرا به تنگدستی از بین مبر تا مبادا از روزی

خواهان تو روزی بخواهم و از آفریده های بدکردار

طلب مهربانی کنم و در حالتی قرار گیرم

که به تعریف و تمجید کسی که به من

چیزی داده بپردازم و از کسی که

مرااز امکاناتی منع کرده است

بد گویی کنم.

 


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 :: 15:34 :: توسط : بچه مسجدسليمان

حدیث زیبایی از حضرت علــي(ع) در مورد دوستي

لو ضربت خيشوم المؤمن بسيفي هذا علي أن يبغضني ما أبغضني و لو صببت الدنيا بجماتها علي المنافق علي أن يحبني ما أحبني.

اگر با اين شمشيرم بر بينی مؤمن بزنم که مرا دشمن بدارد دشمن نخواهد داشت. و اگر تمام دنيا را در گلوی منافق بريزم که مرا دوست بدارد دوست نخواهد داشت و اين بخاطر آن است که بر زبان پيامبر امی گذشته که فرمود: ای علی هيچ مؤمنی ترا دشمن نمي دارد و هيچ منافقی تو را دوست نخواهد داشت


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه دوم تیر 1388 :: 20:15 :: توسط : بچه مسجدسليمان

باران میبارید و قطرات چه با التماس خود را بر دل سنگی شیشه می کوبیدند...

سر بر پنجره ی دلتنگی تکیه داده بودم و با افکار پریشان حال خود در جنگ بودم...

اسمان چه دلتگرفته است... چه تنهاست...

ایا ماه او را نیز چون دل من به بازی گرفته اند؟؟!!

ایا عظمت اسمانیش را چون روح با عظمت من به مضحکه گرفته اند؟؟!!!

....

می خواند مرا... کیست...

بلند میشوم و با دلی امیدوار می نگرم....

اما... اما توهم است.. خیال است... بیشک که این چنین است....

سر بر زمین می افکنم و با خجالت از روح خسته خود لبخندی می زنم و می دانم

که کسی در انتظار شیشه تنهایی من نیست....

باز هم ان صدای گنگ... می خواند مرا...

از دل اسمان است.... می خواند مرا...

در سنگی دلتنگی ها را می گشایم و چون پرستوی  بال شکسته رها می شوم...

سر بلند می کنم به اسمان می نگرم.... بگذار قطرات باران چهره غبار گرفته ام را

 نوازش دهد... بگذار ارام با اشکهایم هم سو شود....

بخشیدی مرا؟! دل تو نیز برایم تنگ شده بود؟! تو نیز چون من بی قرار بودی؟؟!!

می خندم از سر بی قیدی... می خندم از سر شوق... بلند....

ترنم اهنگین خنده هایم فضای سرد سکوت را می شکند....

سنگینی نگاههای مادر را که باز اندوه بر انان نشسته حس می کنم...

می دانم که مرا مجنون میپندارد... بگذار اندیشه اش این چنین باشد که جنون در راه

تو بر من نوش است پروردگار مهربانم....


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 :: 11:39 :: توسط : بچه مسجدسليمان

سخنان دکتر علی شریعتی

اي خداوند!

به علماي ما مسئوليت

و به عوام ما علم

و به مومنان ما روشنايي

و به روشنفکران ما ايمان

و به متعصبين ما فهم

و به فهميدگان ما تعصب

و به زنان ما شعور

و به مردان ما شرف

و به پيران ما آگاهي

و به جوانان ما اصالت

و به اساتيد ما عقيده

و به دانشجويان ما نيز عقيده

و به خفتگان ما بيداري

و به دينداران ما دين

و به نويسندگان ما تعهد

و به هنرمندان ما درد

و به شاعران ما شعور

و به محققان ما هدف

و به نوميدان ما اميد

و به ضعيفان ما نيرو

و به محافظه کاران ما گشتاخي

و به نشستگان ما قيام

و به راکدان ما تکان

و به مردگان ما حيات

و به کوران ما نگاه

و به خاموشان ما فرياد

و به مسلمانان ما قرآن

و به شيعيان ما علي(ع)

و به فرقه هاي ما وحدت

و به حسودان ما شفا

و به خودبينان ما انصاف

و به فحاشان ما ادب

و به مجاهدان ما صبر

و به مردم ما خودآگاهي

و به همه ملت ما همت، تصميم و استعداد فداکاري

و شايستگي نجات و عزت ببخش


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 :: 9:13 :: توسط : بچه مسجدسليمان

ذهنيت منفي يا توهم توطئه مسئله اي است که خيلي ها اين روزها دچار آن هستند.

خيلي ها در مورد آدمها قضاوت هاي سريع و بي مورد ميکنند و فکر ميکنند ديگران به هيچ وجه نميتوانند آدم سالمي باشند آنها با ذهنيت منفي جلو مي آيند و اينها در ناخود آگاه آنان جريان دارد آنان به هر کسي مشکوک هستند و فکر ميکنند هر آدم جديدي که جلوي آنها سبز ميشود هم شبيه تجارب قبلي آنها است ، اينها در روابط به چشم مي آيد .

خيلي از آدمها را ديده ام که اينطور هستند ، درستي يا نادرستي آن را نمي دانم ولي اين نوع قضاوت راهکار خوبي نيست.

شايد جامعه ما به اين سمت مي رود. ولي اين ذهنيت چه اثرهايي دارد؟ آيا اين نوع بيماري است؟

انسان ها به يکديگر شک ميکنند و اين شک ابتدا در روابط صميمي بوجود مي آيد؛ زنان به مردان و مردان به زنان ، پدران به پسران و مادران به دختران همه چيز در خفا پيش مي رود.


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 :: 10:36 :: توسط : بچه مسجدسليمان

قطاري كه به مقصد خدا مي رفت ، لختي در ايستگاه دنيا توقف كرد و پيامبر رو به جهانيان كرد و گفت:
مقصد ما خداست . كيست كه با ما سفر كند؟
كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟
كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن ؟


قرن ها گذشت اما از بيشمار آدميان جز اندكي بر آن قطار سوار نشدنداز جهان تا خدا هزار ايستگاه بود.

در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد ، كسي كم مي شد قطار مي گذشت و سبك مي شد ، زيرا سبكي قانون راه خداست .

قطاري كه به مقصد خدا مي رفت، به ايستگاه بهشت رسيد . پيامبر گفت اينجا بهشت است . مسافران بهشتي پياده شوند،اما اينجا ايستگاه آخر نيست .

مسافراني كه پياده شدند ، بهشتي شدند .اما اندكي ،باز هم ماندند ،قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.

آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :
درود بر شما ،راز من همين بود .آن كه مرا ميخواهد ، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .

و آن هنگام كه قطار به ايستگاه آخر رسيدديگر نه قطاري بود و نه مسافري .


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه ششم بهمن 1387 :: 22:57 :: توسط : بچه مسجدسليمان

چناچنه به طور رومزره به زبان فارسی صبحت می کیند، با کمی تلاش خاوهید تواسنت این نوتشه را بخاونید. در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوانده شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند .به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آن را بخاونید!!!


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه سی ام دی 1387 :: 20:49 :: توسط : بچه مسجدسليمان

اگر باز شکاری را در قفسی بدون سقف به ابعاد نیم متر در یک و نیم متر قرار دهید ،علی رغم قابلیت پروازش ، او را کاملا زندانی کرده اید.باز شکاری همواره پرواز را از روی زمین و پس از دویدن مسافتی به طول 3 تا 5/3 متر آغاز می کند. اگر چنین فضایی برای باز شکاری موجود نباشد، او کمترین تلاشی برای پرواز نمی کند و در تمام عمر در یک قفس کوچک بدون سقف زندانی خواهد بود.

خفاش که موجودی بسیار چابک است و شب هنگام پرواز می کند،قادر نیست از سطح صاف به پرواز در آید.آگر او را در زمینی مسطح قرار دهند ،تنها کاری که می تواند انجام دهد این است که بدون کنترل روی حرکاتش ،جست و خیز کند تا آنکه بالاخره به مکان بلندی دست یابد  تا خود را در هوا رها کند . سپس در یک لحظه به سرعت به پرواز در می آید.

اگر زنبور عسل داخل لیوانی بدون درپوش بیفتد ،آنقدر آنجا می ماند تا بمیرد، مگر اینکه آن را بیرون بیاورید.هیچ گاه راه فرار از بالا را نمی بیند و همچنان در جست وجوی یافتن راهی از کناره لیوان اصرار می ورزد.راه را از جایی می جوید که وجود ندارد، تا اینکه کاملا از بین برود.

اکثر مواقع ، افراد زیادی هستند که مانند باز شکاری ،خفاش و زنبور می اندیشند.آنها با تمام مسایل و موانع در حال کشمکش اند ،بدون اینکه بفهمند راه حل آن مسئله درست بالای سرشان قرار دارد.


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه سی ام دی 1387 :: 10:42 :: توسط : بچه مسجدسليمان

جدیدا  خیلی از  ایرونیا (اغلب، جوونا)  از پلاک فروهر استفاده میکنن، اکثرا هم از معنا و مفهوم این نشان اطلاعی ندارن! ،  یه توضیح خیلی مختصر در مورد نشان فروهر (فره وشی) نوشتم ، شاید به دردتون بخره!: 
در واقع عبارت فروهر از ترکیب دو واژه فره به معنای جلو،پیش و وهر به معنای برنده و کشنده  ساخته شده (پیش برنده) ، از این نماد بعنوان سمبل زرتشت یاد میشه و یکی از نمادهای دوره هخامنشی هست بطوری که در کتیبه های هخامنشی بالای سر پادشاهان دیده میشه.
از دید اوستا فروهر بزرگترين و باارزش‌ترين جزء وجود انسان است ، چون پرتوي از هستي بي‌پايان اهورامزداست كه انسان را به‌سوي رسايي رهنما مي‌شود و وظيفه‌ي پيش‌بري و فرابري، براي انسان به برترين پايه‌ي هستي را داراست. و پس از مرگ با همان پاكي و درستي به اصل خود (اهورامزدا) مي‌پيوند (تقریبا میشه گفت همون روح تو اندیشه اسلامی هست).

این نشان قدمت چندین هزار ساله داره و یکی از نمادهای مقدس ایرانیان به حساب میاد.

فروهر از  6 قسمت تشکیل شده که در ادامه مطلب این شش قسمت رو توضیح دادم...

****************

وقتی هـــویــــت را در نــــام می جــــــویــد  ****   هر بی نشان ناچـــار صـــد یاوه می گوید
چیزی که درصلح است از جنگ میخواهد  ****  قدرت اصالت نیست،فرهنگ میخواهد

مــا وارث کــــــوروش ، فرزنــد جمشـــــیــدیم  ****  پیروزه بی بــــرده ، بـــــت نپرستیــــدیم!!!
ما ریشه ای دیرین در عشقو خون داریم  ****  ما در شب تاریخ تا صبـــح بیداریــــــــــم...



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه سوم دی 1387 :: 23:17 :: توسط : بچه مسجدسليمان

امروز به «چكيدن يك قطره» و به «تولد يك چكّه» دقت كردم.

ذرات آب کم کم از بدنه باریک شاخه درخت حرکت میکردند. توی جای مناسبی به هم میرسیدند. درست در یک قسمت نوک تیز قابل اتکا. ذره ذره بیشتر وبیشتر میشدند. و بعد ذرات متراکم، تشکیل یک حجم برجسته از آب رو میدادند، این حجم بزرگ و بزرگتر میشد!شکل میگرفت، شکم ميداد، اويزون ميشد و بعد قطره ميشد و ميچكيد. همه چيز دقيقا پشت سر هم. بدون هيچ كندي يا عجله ايي و دقيقا بدون هيچ عجله ايي!!!

هر فعاليتي كه براي تسريع اين روند انجام ميگرفت باعث نارس غلتیدنِ يك قطره ميشد و هيچ تولدي رخ نميداد!!!

به نظرم كل اين چرخه، بيانگر شِما (Schema) یا مدلی از رفتارهای «روح زندگی» هستش. همه کارها باید با سرعت، نظم و شيوه خاص خودشون انجام بشن! «روح زندگی» و «روحی که در عالم در جریان هستش» تضمین میکنه که کار به سرانجام خودش خواهد رسید اگر، همه چیز سرجای خودش باشه!.

برای ایجاد یک قطره ! به این همه دقت و صد البته این همه صبر نیاز هست. حالا فکرش رو بکن برای ایجاد یک اقیانوس .......

برای اقیانوس شدن! چه ها که باید کشید!!!


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 :: 22:41 :: توسط : بچه مسجدسليمان

خدایا کفر نمی گویم
پریشانم
چه می خواهی تو از جانم؟
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو میدانی
که انسان بودن و ماندن دراین دنیا چه دشوار است
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است واز احساس سرشار است!
(دکتر علی شریعتی)


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه هجدهم مهر 1387 :: 8:17 :: توسط : بچه مسجدسليمان


عنوان ندارد...

همه آدم ها با هم برابرند اما پولدارها محترم ترند

همه آدم ها با هم برابرند اما دخترها پرطرف دارترند

همه آدم ها با هم برابرند اما بچه ها واجب ترند

همه آدم ها با هم برابرند اما خانم ها مقدم ترند

همه آدم ها با هم برابرند اما سیاه ها بدبخت ترند و سفیدها برترند

البته تبعیضی در کار نیست...در کل همه آدم ها با هم برابرند اما بعضی ها برابرترند!!!


ویلیام شکسپیر:

گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،

بر آن ها که می هراسند بسیار تند،

بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی،

و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است.

اما، برآن ها که عشق می ورزند،

                         زمان  راآغاز و پایانی نیست.

حضرت محمد (ص):

هر کس ملامت بر او استیلا یابد آسایش از او دوری گیرد.

اگر در رنج باشم و منتظر آسایش بهتر از آن است که آسوده باشم و منتظر رنج.

بدترین مردم کسی است که مردم از ترس، او را احترام کنند.

 

گابريل گارسيا ماركز:

هميشه افرادی هستند كه تو را می آزارند، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسی كه تو را آزرده، دوباره اعتماد نكنی.

 

برتولت برشت:

بسياری نمي دانند

وقتي رژه مي روند

دشمن پيش قراولشان است.

صدايی كه به آنها فرمان ميدهد

صدای دشمنانشان است.

آن كه از دشمن سخن مي گويد خود دشمن است.

 

جبران خلیل جبران:

خداوند برای حقیقت دروازه های بسیاری تعبیه کرده است تا به هر مومنی که بر آن ها می کوبد خوش آمد بگوید.

کتاب: عاشقانه ها (گزیده آثار جبران خلیل جبران)


ارسال شده در تاریخ : شنبه شانزدهم شهریور 1387 :: 8:37 :: توسط : بچه مسجدسليمان

- جوليوس سزار شناگر قابل و معروفي بوده است!

- لئوناردو داوينچي مي توانست با يک دست بنويسد و با دست ديگر همزمان طرحي را نقاشي کند !

- نيمي از جمعيت جهان در طول عمرشان لا اقل يک فيلم جيمز باند ديده اند!

- قيچي توسط لئوناردو داوينچي اختراع شد!

- بروس لی آنچنان سریع و فرز بود که فیلمبرداران مجبور بودند فیلم را به صورت آهسته نمایش دهند تا تماشاگران بتوانند حرکات او را درست ببینند ، که این برخلاف معمول بود !

- درآمد سالانه مایکل جردن از NIKE ، بیشتر از درآمد تمام کارگران کارخانه NIKE کشور مالزی است !

- مادر آدولف هیتلر در زمانی که او را باردار بود ، تصمیم جدی برای سقط جنین گرفته بود، ولی به خاطر سخنان و توصیه های پزشک معالجش ، از این کار صرف نظر کرد !

- الکساندر گراهام بل ، مخترع تلفن، هرگز به همسر یا مادرش تلفن نزد، چون آنها ناشنوا بودند !

- بعضی از نوزادان پیش از به دنیا آمدن در شکم مادرشان شصت خود را می مکند !

- مردان خون بیشتری نسبت به زنان دارند !

- در یک روز عادی، یک آدم معمولی ۷۷ دقیقه وقتش را صرف خوردن می کند !

ادامه مطلب را حتماْ بخوانید.خیلی جالبه!!!



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه ششم شهریور 1387 :: 8:35 :: توسط : بچه مسجدسليمان





بى خبرى , خوش خبرى
No news is Best news

 شتر ديدى , نديدى
You see nothing, You hear nothing

 عجله كار شيطان است
Haste is from the Devil

 کاچى به از هيچى
Somthing is better than nothing

 گذشتها گذشته
Let bygones be bygones

 مستى و راستى
There is truth in wine

 نوکه اومدبه بازار كهنه شد دل آزار
Out with the old,in with the new

 هر فرازى را نشيبى است
High places have their precipices

 هرکه ترسید مرد ,هركه نترسيد برد
Nothing venture , nothing have

 همه کاره و هیچكاره
Jack of all trades and master of none

 ارزان خرى , انبان خرى
Dont buy everything that is cheap

 آشپز كه دوتاشدآش يا شورميشه يا بينمك
Too many cooks spoil the broth

 انگار آسمون به زمين افتاده
It is not as if the sky is falling

 اندكى جمال به از بسيارى مال
Beauty opens locked doors

 آدم عجول كار را دوباره ميكنه
Hasty work, Double work

 آدم دانا به نشتر نزند مشت
A wise man avoids edged tools

 آدم زنده زندگى مى خواد
Live and let live

 آدم ترسو هزار بار مى ميره
Cowards die Many times Before Their Death

 كس نخاردپشت من جزناخن انگشت من
you want a thing done,do it yourself

 آب رفته به جوى باز نمى گردد
What is done can not be undone

 آب از سرش گذشته
It is all up with him

 آب ريخته جمع شدنى نيست
Dont cry over the spilled milk

 آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم
we seek water in the sea

 آدم دانا به نشتر نزند مشت
A wise man avoids edged tools

 آدم زنده زندگى مى خواد
Live and let live

 آدم ترسو هزار بار مى ميره
Cowards die Many times Before Their Death

 كس نخاردپشت من جزناخن انگشت من
you want a thing done,do it yourself

 آب رفته به جوى باز نمى گردد
What is done can not be undone

 آب از سرش گذشته
It is all up with him

 آب ريخته جمع شدنى نيست
Dont cry over the spilled milk

 آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم
we seek water in the sea

 
 

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه هشتم مرداد 1387 :: 13:31 :: توسط : بچه مسجدسليمان

1.با هدایای کوچک و ارزنده دوستانتان را هیجان زده و غافلگیر کنید.
2.وقتی با دوستتان به طور جدی صحبت می کنید، پس از پایان سخنانتان، او را در آغوش بگیرید. طوری که برای مدتی حس کنید با هم یکی شده اید.
 
3.وفاداری و احترام در دوستی یکی از نشانه های هوشمندی است.
4.گاهی برای دوستتان روی پیام گیر تلفنش پیام دوستانه ای بگذارید.
5.به کسی اجازه ندهید درمورد دوستانتان تعیین تکلیف کند.
 
6.به بچه هایتان اجازه ندهید که به شما بگویند با چه کسی می توانید دوست باشید و با چه کسی نمی توانید. این زندگی شماست و لازم است خودتان درباره ی همه چیز تصمیم بگیرید.
 
7.به بچه هایتان کمک کنید تا بتوانند با دوستانتان ارتباط خوبی برقرار کنید. همچنین به آنها اطمینان بدهید که دوست های شما آنها را خیلی دوست دارند.
 
8.به دنبال دوستی بگردید که پس از هر شکست باز هم بتواند سرش را صاف نگه دارد.
 
9.حتی اگر در کنار دوستان خوبتان از موضوعی خیلی عصبی شده اید، باز هم از کوره در نروید.
 
10.برای اینکه نسبت به یکدیگر علاقه و محبت بیشتر احساس کنید، با هم رازهای کوچکی داشته باشید.
 
11.در زمان گرفتاری که همه به کمک هم احتیاج دارند، پشت دوستتان را خالی نکنید.
 
12.یکی از نشانه های این که رابطه ی شما به خوبی در حال پیشرفت است، این است که دوستانتان بدون هیچ دلیلی و تنها برای شنیدن صدایتان با شما تماس می گیرند.
13.سعی کنید همه کسانی که با شما دوست هستند، در یک رده ی سنی نباشند.
14.اگر دوستتان به شما اجازه میدهد که وسایل مورد علاقه اش را قرض بگیرید، بدانید که خیلی دوستتان دارد.
15.اگر یکی از دوستانتان تنها به خودش و نیازهایش می اندیشد، او را ترک کنید.
16.از دوستانتان انتظار نداشته باشید علم غیب داشته باشند و خود به خود از آنچه شما می خواهید باخبر شوند.
17.اگر دوستی با شما صادق نیست و در کنارش احساس امنیت نمی کنید، او را کنار بگذارید.
18.وقتی یکی از دوستانتان به سراغتان می آید تا اخبار خوب و مثبت زندگی اش را با شما تقسیم کنم، با نگاهی مشتاق و لبخندی شیرین از او استقبال کنید.
19.در دیدار اول با یک دوست تازه، زیاد پرحرفی نکنید، کسی دلش نمی خواهد داستان کامل زندگی شما را بشنود.
20.اگر کسی که به تازگی با او دوست شده اید، درباره ی زندگی شما چیزی نمی پرسد و فقط دوباره خودش صحبت می کند، دوست دیگری پیدا کنید.
21.وقتی با دوستانتان شوخی می کنید، زمان خاتمه دادن به شوخی را هم در نظر داشته باشید، اگر نمی خواهید در پایان به غیر از خنده، اتفاق دیگری بین شما رخ دهد.
22.اگر شخص مورد علاقه تان ادعا می کند که در برقراری روابط طولانی مدت موفق نیست، کسی را بیابید که موفق باشد.
 
23.به نقاط ضعف دوستانتان پی ببرید ولی زمانی که بین شما مشکلی پیش می آید، روی آنها انگشت نگذارید. 24.هرگز بخاطر این که شخصیت دوستتان را بالا ببرید، شخصیت خودتان را خرد نکنید.
25.وقتی دوستانتان ازدواج می کنند، دوستی تان را با آنان قطع نکنید.
26.دوستتان را بخاطر یک اشتباه تنبیه نکنید و آن اشتباه را به عنوان یک تجربه به او گوشزد کنید.
27.اعتماد، یکی از مهمترین عوامل پیوند میان دو دوست است.
28.از دوستانتان بهانه های بنی اسراییلی نگیرید و هرگز به دوستانتان قولی ندهید که از عهده اش بر نمی آیید.
29.یک ارتباط دوستانه ی خوب، عشق و امنیت و آرامش را به همراه می آورد.
30.اگر ایرادی در اخلاق یک دوست می بینید، با خوشایندترین شکل ممکن آن موضوع را به او بگویید


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 :: 10:2 :: توسط : بچه مسجدسليمان


««براي شركت در انجمن دوست يابي بچه هاي مسجدسليمان از قسمت بالاي سايت عضو شويد»»





ارسال شده در تاریخ : شنبه بیست و دوم تیر 1387 :: 20:40 :: توسط : بچه مسجدسليمان


# راه حلي براي يک مشکل رايج يا خاص مردم پيدا کنيد. هزاران هزار مشکل و مسئله در دنيا وجود دارد که مردم به دنبال جواب يا راه حلي براي آنها هستند. محصول يا سرويسي ارائه کنيد که يکي از آن مشکلات را حل کند.
# مُد و گرايش روز را پيدا کنيد. ميتوانيد با تماشاي تلويزيون ، خواندن روزنامه ، گوش دادن به راديو ، گشت و گذار در وب و … به مد و موضوع داغ روز و دوران خود پي ببريد. پس از آن کافي است که محصولي مرتبط با آن ارائه کنيد.
# تلاش کنيد که سرويس يا محصولي که در بازار موجود است را بهينه کرده و ارتقاء دهيد. شما همه جا ميتوانيد انواع محصولات و خدمات را ببينيد، يکي از آنها را انتخاب کرده و تغييرات و بهينه سازيهايي در آن صورت دهيد. مردم هميشه به دنبال خدمات و محصولات برتر هستند.
# يک بازار اختصاصي (niche) براي محصولي رايج بوجود آوريد. ميتوانيد محصول خود را بخاطر يک ويژگي مثل سريعتر ، بزرگتر ، کاملتر و … بودن در بين رقبا و همکاران ، منحصر به فرد نشان دهيد.
# چيزي به محصولات اضافه کنيد. مثلا همراه با توپ فوتبال يک بليط مسابقه و يک پيراهن ورزشي هم بدهيد. يعني يک بسته جديد ايجاد کنيد.
# يک محصول قديمي و خارج از بازار را با بروز رساني و تجديد نظر ، دوباره وارد بازار کنيد. ممکن است يک کتاب قديمي و خارج از چاپ داريد که مدتهاست در بازار موجود نيست . خب ميتوانيد با تغيير عنوان و جلد و بروز رساني اطلاعات، آنرا به يک محصول جديد تبديل کنيد. نکته : هرگز تلاش نکنيد اثر يا نتيجه زحمات شخص يا گروهي را به نام خود ثبت کرده و از آن سود ببريد. ممکن است محصول يا کتاب يا سرويسي در حال حاضر هيچ وارث يا صاحب زنده اي ندارد و اينکه شما ميتوانيد با ارائه تغييراتي در آن ، کارايي يا عملکرد آن را بهينه کنيد. اين نمونه ها مورد نظراند.
# از مشتريهاي فعلي خود بپرسيد. از طريق e-mail يا تلفن با آنها تماس بگيريد و بپرسيد دوست دارند چه محصول جديدي را ارائه کنيد؟ آنها به چه چيزي احتياج دارند؟

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه بیستم تیر 1387 :: 11:46 :: توسط : بچه مسجدسليمان
درباره وبلاگ
با سلام به شما دوست گرامي كه اين وبلاگ را قابل دانسته و از آن بازديد كرديد.
هدف از نگارش اين وبلاگ در اختيار قرار دادن جديدترين فيلتر شكنهاست،تا همه بتوانند به يك گشت و گذار آزادانه در اينترنت بپردازند.اين وبلاگ هر سه روز يكبار آپ ميشه.لطفا مرا از نظرات خودتون بي بهره نگذاريد.ضمناَ هر گونه استفاده غیر اخلاقی از فیلتر شکنها ممنوع می باشد.
اما در مورد خودم...
من ...
یکی که شاید همسایه شما باشه
دوست صمیمی شما باشه
شاید بارها از کنارش رد شدید
شاید بارها ازش تو خیابون آدرس پرسیدید
اما...
اما شما نمی شناسینش...
آرشيو وبلاگ
پیوندهای روزانه
Google Groups
اشتراك در parsoomash
:نشانی پست الکترونیک
بازدید از این گروه

free counters
> Page Rank Check counter بچه هاي مسجدسليمان
free counter
free counter
counter
Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده

make money